close
تبلیغات در اینترنت
وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
تبليغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
تبليغات
[-Text1-]
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 112
کل نظرات : 144

بازديد امروز : 10 نفر
بارديد ديروز : 3 نفر
بازديد هفته : 13 نفر
بازديد ماه : 41 نفر
بازديد سال : 141 نفر
بازديد کلي : 18,284 نفر

افراد آنلاين : 1
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
مطالب پربازديد
میازار مرا بازديد : 127
بی تو مردابم بازديد : 127
مجلس ترحیم خودم بازديد : 123
شعر سنگ مزار بازديد : 121
ای کاش بازديد : 119
سینه پر درد بازديد : 87
قمار عشق بازديد : 83
رخ زیبا بازديد : 79
کاسه چوبی بازديد : 73
با تو بازديد : 73
پیرم کرد و رفت بازديد : 73
دریغا بازديد : 69
بدتر شد بازديد : 69
تاوان بازديد : 65
برو بسلامت بازديد : 63
از عشق نگو بازديد : 59
کدهاي اختصاصي
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تبليغات
[-Text2-] رزتمپ

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند؟

از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند؟

از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی؟

تکرار من در من مگر از من چه می ماند؟

غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی

غیر از غباری در لباس تن چه می ماند؟

از روزهای دیر بی فردا چه می آید؟

از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟

امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 5

بازديد : 74
[ شنبه 21 شهريور 1394 ] [ 16:56 ] [ تنها(مهرداد) ]
آخرين مطالب ارسالي
"یلدا مبارک" تاريخ : سه شنبه 30 آذر 1395
هفته وحدت تاريخ : یکشنبه 21 آذر 1395
ریشه دار باش تاريخ : چهارشنبه 17 آذر 1395
اربعین تاريخ : شنبه 29 آبان 1395
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ تاريخ : پنجشنبه 27 آبان 1395
ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395
مرا دانی که بی‌تو حال چونست تاريخ : یکشنبه 23 آبان 1395
دل بی‌تو به صدهزار زاریست تاريخ : یکشنبه 23 آبان 1395
ارسال نظر براي اين مطلب
اين نظر توسط صحرا در تاريخ 1394/7/1 و 9:09 دقيقه ارسال شده است


عاشقی جرم است و زندانی منم
عید قربانست و قربانی منم !
خنجرت را تیز و بران کرده ای
او که خوابیده به پیشانی منم
مست و مجنونی و از خود بی خودی
آنقدر مستی نمی دانی منم
عاشقت بودم زمانی پیش تر
حال ، سرشار از پشیمانی منم
تا کنون دریا و طوفان دیده ای ؟
بدترین دریای طوفانی منم
آسمانم را تو ابری کرده ای
حال اینک ابر بارانی منم
می کُشی آزرده خواهی شد که چون ...
هر طرف تا سر بچرخانی منم
شعر می خوانی ، فراموشم کنی ...
عاقبت در بیت پایانی منم
پاسخ :
خلیلا! عید قربانت مبارک
قبول امر و فرمانت مبارک
پذیرفتیم این قربانی ات را
پسندیدیم سرگردانی ات را
بر این ذبح عظیمت آفرین باد
شکوه عشق و تسلیمت چنین باد
خلیل الله … ای معنای توحید
کنون تیغت، گلوی نفس بُبرید

اين نظر توسط صحرایغما در تاريخ 1394/6/26 و 2:58 دقيقه ارسال شده است

راستی من اصلا نمیدونم شما خانمی آقایی ببخشید یه دفعه الان به ذهنم اومد بپرسم یه موقع شعرها و شوخیام باعث سوء تعبیر نشه ببخشید دوست خوبم


آهان راستی با هم لینکیهای گلم میتونی تبادل لینک داشته باشی خیلی ماهن مثل خودت من تو تلگرام هم تو یه انجمن ادبی توگروه هستم اگه تو وقت و حوصلت میگنجه ببرمت گروه؟
پاسخ : سلام .من اقام . بابت شعرها هم خیالت راحت دوست عزیز سوء تعبیر نمیشه
بابت تبادل لینک با اجازتون چند نفری رو لینک کردم. بابت دعوت به گروه ،خوشحال میشم در دمع شما باشم و از مطالبتون استفاده کنم.
تو تلگرام منو با نام کاربری mehrzil میتونی پیدا کنی

اين نظر توسط صحرا در تاريخ 1394/6/26 و 2:53 دقيقه ارسال شده است


لواشکانه به دندان نشسته ای جانم
بگو که دل بکنم از تو یا که دندانم

تمام مزه دنیا به ترشرویی توست
فدای تنگی خلقت لبان خندانم

چه خوب،آمدی امشب ،که مانده بودم باز
چگونه این دل درمانده را بپیچانم

زغال چشم سیاه و دوسیب گونه تو
بساط عیش مهیاست پای قلیانم

خمیر بوسه ورآمد سخن بگو با من
که تا تنور لبت گرم شد بچسبانم !

به دکمه دکمه پیراهنت قسم هر شب
به یاد صبح تنت تا سپیده بارانم

اگر چه چشم پر از خواب و جاده هموار است
به شوق سیب لبت تا بهشت می رانم!



پاسخ : تشکر بابت شعر زیبایت

اين نظر توسط ساحل در تاريخ 1394/6/24 و 15:07 دقيقه ارسال شده است

سلام.شعر زیبایی بود. عیدتون مبارک.ممنون از حضور سبزتون.
پاسخ : سپاس دوست عزیز

اين نظر توسط صحرایغما در تاريخ 1394/6/23 و 21:36 دقيقه ارسال شده است

اینکه دلتنگ توام اقرار می خواهد مگر؟
اینکه از من دلخوری انکار می خواهد مگر؟

وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش
دل بریدن وعده دیدار می خواهد مگر؟

عقل اگر غیرت کند یک بار عاشق می شویم
اشتباه ناگهان تکرار می خواهد مگر؟

من چرا رسوا شوم یک شهر مشتاق تواند
لشکر عشاق پرچم دار می خواهد مگر؟

با زبان بی زبانی بارها گفتی برو
من که دارم می روم ؛ اصرار می خواهد مگر؟

روح سرگردان من هر جا بخواهد می رود
خانه دیوانگان دیوار می خواهد مگر؟


چطوری دوست خوبم؟شکلک
پاسخ : سلام دوست عزیز ، مرسی از لطفت. فدایی داری.

اين نظر توسط سحر در تاريخ 1394/6/21 و 17:05 دقيقه ارسال شده است

لحظه هاتون زعفرونی ، نیلوفرگونه و قشنگ
پاسخ : سلام دوست عزیز مرسی از حضور سبزت
آدی بدی خوشحال میشم بهت سر بزنم


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
.: Weblog Themes By roztemp :.

تبليغات
[-Text3-]
جست و جو